بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

76

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

بَعْضاً تا فراگيرند بعضى از ايشان بعضى ديگر را سُخْرِيًّا فرمان بردار و خدمتكار تا مقدمهء معاش ايشان انتظام پذيرد ، بنا برين سخريه ماخوذ از تسخير است وَ رَحْمَتُ رَبِّكَ و رحمت پروردگار تو يعنى نبوت و آنچه توابع آنست خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ بهتر است از آنچه جمع ميكنند مردم در دنيا و آن را سرمايهء بزرگى و افتخار خود ميگردانند و بعد ازين در بى مقدارى اموال اين جهان فانى ميفرمايد كه : [ سوره الزخرف ( 43 ) : آيات 33 تا 35 ] وَ لَوْ لا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً لَجَعَلْنا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ وَ مَعارِجَ عَلَيْها يَظْهَرُونَ ( 33 ) وَ لِبُيُوتِهِمْ أَبْواباً وَ سُرُراً عَلَيْها يَتَّكِؤُنَ ( 34 ) وَ زُخْرُفاً وَ إِنْ كُلُّ ذلِكَ لَمَّا مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةُ عِنْدَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِينَ ( 35 ) وَ لَوْ لا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً و اگر نه مكروه بود اينكه باشند آدميان همه يك گروه مجتمع در اختيار كفر چون به بينند كه كفار در نعمت و راحت‌اند لَجَعَلْنا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ هر آينه ميگردانيدم براى كسى كه نميگرود بخداى بخشنده لِبُيُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ مر خانه‌هاى ايشان را سقفهاى از نقره وَ مَعارِجَ عَلَيْها يَظْهَرُونَ اى يعلون الى السطح يعنى و نردبانهاى از نقره كه بر بالاى آن معارج بر آيند بر پشت بامها وَ لِبُيُوتِهِمْ أَبْواباً وَ سُرُراً عَلَيْها يَتَّكِؤُنَ و ميگردانيديم مر خانه‌هاى ايشان را درهاى از نقره و تختهاى از نقره كه بر آن تختها تكيه كنند وَ زُخْرُفاً اى سقفا من زخرف يعنى هر آينه ميگردانيديم براى خانه‌هاى ايشان سقفهايى از طلا چنانچه از نقره گردانيده بوديم بنا برين زخرف منصوب بنزع خافض است و حاصل كلام اينست كه دنيا و زخارف دنيا را قدرى و منزلتى نيست و اگر نه آن بودى كه مردم بواسطهء استجماع حطام دنيوى اختيار كفر ميكردند و همه بكيش كفر در مىآمدند حق سبحانه و تعالى عرش و فرش خانه‌هاى كفار را به طلا و نقره تزيين ميداد . اگر كسى